خامنه‌ای جهان را به سخره گرفته است؛ با او مقابله خواهد شد؟

جمهوری اسلامی حکومتی است که بقایش به دشمنی با دیگران بستگی دارد و مشروعیتش را از خشونت و تروریسم می‌گیرد

علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، روز سه‌شنبه، هم‌زمان با دومین دور مذاکرات تهران و واشنگتن،‌ بار دیگر ایالات متحده را تهدید کرد، حضور نظامی‌ آمریکا در منطقه را کم‌اهمیت جلوه داد، شخص دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، را به سخره گرفت و بر مخالفت تهران با هرگونه محدودیت بر برنامه‌های موشکی و اهداف هسته‌ای آن، تاکید کرد.

خامنه‌ای در پاسخ به استقرار ناوهای هواپیمابر آمریکا در خاورمیانه و افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه، هم ضمن اینکه اذعان کرد «البته یک ناو جنگی ابزار نظامی خطرناکی است» هشدار داد: «خطرناک‌تر از آن، سلاحی است که می‌تواند آن ناو را به قعر دریا بفرستد.»

این یک تهدید مستقیم علیه نیروهای آمریکایی از زبان فردی است که کنترل کل زرادخانه موشکی جمهوری اسلامی و شبکه‌های نیابتی آن در منطقه‌ را در اختیار دارد. 

خامنه‌ای سپس در اظهاراتی طعنه‌آمیز خطاب به ترامپ، هشدار داد که او نیز مانند دیگر پیشینیان خود، نمی‌تواند جمهوری اسلامی را از بین ببرد. 

تهران طی نزدیک به پنج دهه حضور روسای‌جمهوری مختلف را در کاخ سفید شاهد بوده و ظاهرا بر این باور است که می‌تواند از دوره ریاست‌جمهوری فعلی نیز به سلامت گذر کند. با این حال، برخی تحلیلگران معتقدند شرایط کنونی با گذشته متفاوت است و رویکرد دولت فعلی آمریکا در قبال تهران حتی با دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ نیز تفاوت‌ دارد.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

رهبر جمهوری اسلامی تلاش کرد موقعیت واشنگتن را نشانه‌ای از «زوال» توصیف کند و گفت: «نشانه افول امپراتوری فاسد و ستمگر آمریکا بی‌منطقی آن است»، و آنچه را «دخالت آمریکا در امور داخلی ایران» خواند، شاهد این ادعا دانست. با این حال، منتقدان می‌گویند این ادعا در مقایسه با رفتارهای خود تهران، از جمله سرکوب خونین معترضان خواهان براندازی جمهوری اسلامی، حمایت مالی از گروه‌های مسلح در منطقه، هدف قرار دادن مسیرهای کشتی‌رانی تجاری، صدور پهپاد و موشک و سازمان‌دهی اقدام‌های خشونت‌آمیز از طریق گروه‌هایی چون حزب‌الله و حماس، کاملا زیرسوال و نشانه افول و زوال خود جمهوری اسلامی است.

خامنه‌ای در مورد موشک‌های تهران و برد آن‌ها نیز گفت که این موضوع به آمریکا ربطی ندارد و «بدون سلاح‌های بازدارنده، یک کشور زیر پای دشمن له خواهد شد.» او در حالی از بازدارندگی برنامه موشکی جمهوری اسلامی دم می‌زند که این برنامه ماهیتی آشکارا تهاجمی دارد و دقت و نحوه استقرار آن، بخش مرکزی راهبرد منطقه‌ای تهران است که به‌منظور تهدید اسرائیل، ارعاب کشورهای حاشیه خلیج فارس و هدف قرار دادن پایگاه‌های ایالات متحده در منطقه طراحی شده است.

خامنه‌ای در مورد مسئله هسته‌ای، هم ادعا کرد که «همه کشورها حق دارند صاحب تاسیسات هسته‌ای و غنی‌سازی باشند» و مدعی شد این حق در چارچوب دستورالعمل‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به رسمیت شناخته شده است، اما چیزی که به آن نپرداخت، سابقه پنهان‌کاری، مانع‌تراشی و فریبکاری‌های جمهوری اسلامی است که برای این پرسش که چرا یک برنامه هسته‌ای ظاهرا صلح‌آمیز به این سطح بالا از غنی‌سازی، سیستم‌های پرتاب موشک و تاسیسات زیرزمینی نیاز دارد که با کاربرد غیرنظامی همخوانی ندارند، پاسخی ندارد.

برای جهان و به‌ویژه اسرائیل، این موضوع صرفا بحثی نظری نیست. موشک‌های جمهوری اسلامی عملا به سمت اسرائیل نشانه رفته‌اند و نیروهای نیابتی تحت حمایت تهران در مرزهای آن فعال‌اند، اما مقام‌های ارشد رژیم حاکم بر ایران که آشکارا از نابودی اسرائیل صحبت می‌کنند، اصرار دارند جهان به وعده‌ها و تضمین‌های آن‌ها اعتماد کند.

جهان نباید فراموش کند که جمهوری اسلامی که اکنون ناوهای ایالات متحده را تهدید می‌کند، همان رژیمی است که سال‌ها از لبنان، غزه، سوریه، عراق و یمن در تحولات منطقه‌ای نقش‌آفرینی کرده است.

آنچه شرایط کنونی را متفاوت می‌کند، فضای بین‌المللی است. پس از ۴۷ سال، یک رئیس‌جمهوری جمهوری‌خواه در کاخ سفید علنا اعلام کرده که «تغییر رژیم در ایران بهترین اتفاقی است که می‌تواند رخ دهد». واقعیت این است که هم آمریکا، هم اسرائیل، هم سایر کشورهای جهان و مردم ایران نیاز دارند که این «بهترین اتفاق» هرچه زودتر رخ دهد.

جمهوری اسلامی نظامی است که بقایش به تقابل وابسته است و مشروعیتش را از گسترش نفوذ و ایجاد درگیری‌ در منطقه‌ می‌گیرد و رهبرش هم آنقدر احساس امنیت دارد که ایالات متحده را مستقیم تهدید می‌کند.

خامنه‌ای به‌روشنی اعلام کرده است که تهران نه برنامه موشکی خود را محدود خواهد کرد، نه غنی‌سازی را کنار می‌گذارد و نه از سیاست‌های منطقه‌ای‌اش عقب‌نشینی می‌کند. او همچنین این پیام را منتقل کرده است که به باور او، واشنگتن قصد اقدام عملی ندارد.

اکنون برای مردم ایران و جهان و برای خاورمیانه‌ای که گروگان جاه‌طلبی‌های تهران شده، این سوال مطرح است که قدرت‌های بین‌المللی چه زمان بالاخره با ارائه پاسخی روشن، به این حکومت مستبد واکنش نشان خواهند داد و آیا تنش‌های لفظی سرانجام به اقدامی مشخص خواهد انجامید یا خیر؟

برگرفته از اورشلیم پست

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.

بیشتر از دیدگاه